وبلاگ شخصی علیرضا عبدی

قالب سبز


وبلاگ شخصی علیرضا عبدی
وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ
وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ
نويسندگان


 

بزرگان می‏گویند که در زیر این درخت گنجی است و ماری هم نگهبان آن است و تا به حال چند نفر آن مار را دیده اند که به شکل تنه درخت خودش را در آورده و هر کس که به آن آسیب برساند او را نیش می‏زند و از پای در می‏آورد.

منبع : موثق

 

[ یکشنبه 08 خرداد 1390 ] [ 19:23 ] [ alirezaaas69 ]

هاله

میدان ظریف اطراف انسان که مثل یک تخم مرغ انسان را در بر گرفته هاله نام دارد.این انرژی حیاتی تجلی چند بعدی انرژی درخشان کیهانی است که کالبد فیزیکی را در بر گرفته و در آن نفوذ میکند وبه آن حیات ومعنا میبخشد.

هاله در بر گیرنده آگاهی وتصویر کامل زندگی ماست. همه افکار واحساسات وآگاهی ما از آن منشا میگیرد. هاله شامل تمام تجربیات زندگی ما از لحظه تولد تا لحظه مرگ است و همچنین شامل همه خاطرات گذشته زندگی ما است که از طریق سرنوشت (کارما)پیشاپیش معین شده است


هاله کالبد زنده وچند بعدی آگاهی ما است که افکار واحساسات واقعی را نشان میدهدزیرا همواره به واقعیت درون ما پاسخ میدهد.در واقع وضعیت کالبد های نامرئی-لایه های هاله ای وچاکراها میتواند به واسطه تجربیات ما ونحوه پاسخ ما به آنها هر روز با روز پیش متفاوت باشد.

با مشاهده رنگهای هاله میتوانیم اطلاعات مهمی در باره سلامت جسمی و عاطفی وروحی فرد کسب کنیم . رنگها باز تاب سلامت کلی هاله هستند. یک هاله سالم دارای رنگهای شفاف ودرخشان است.رنگهای کدر در هاله نشانه مشکل یا بیماری هستند محل وشدت گرفتگی و عدم کارایی انرژی میتواند شدت ومرحله بیماری را نشان دهد.
 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 ] [ 11:04 ] [ alirezaaas69 ]

شخصی از امام علی (ع) پرسید : عددی را به دست من بده که قابل قسمت بر ۲و ۳و ۴و ۵و ۶و ۷و ۸و ۹و ۱۰ باشد بی آنکه باقی بیاورد.

امام علی علیه السلام بی درنگ به او فرمود:
" اضرب ایام اسبوعک فی ایام سنتک "
یعنی:" روزهای هفته را بر روزهای یک سال خودت ضرب کن"
سوال کننده هفت را در ۳۶۰ ضرب کرد.حاصل آن یعنی ۲۵۲۰ بر تمام آن اعداد قابل قسمت بود بی آنکه باقی مانده بیاورد.

منبع : شرح بهایه به نقل از ترجمه کشکول شیخ بهایی




 

[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 ] [ 18:34 ] [ alirezaaas69 ]

بهداشت روانی در اسلام

نماز و نيايش
قرآن هدف از خلقت بشر را عبادت وبندگى مى داند :
« ما خلقت جن و الانس الا ليعبدون »1 « ما جن و انس را خلق نكرديم مگر براى عبادت.»
يكى از عبادت ها در نزد خداوند نماز است كه از اول خلقت بشر به آن تأكيد شده است و همه پيامبران نيز نماز مى خواندند و براى نماز هم تبليغ مى كرده اند. هر چند كيفيت نمازها فرق داشت ولى اصل نماز و عبوديت، محرز بوده است.
قرآن، از ميان تمام عبادت ها، به نماز بيشتر تأكيد كرده است؛ چون نماز را مايه ى آرامش و باز دارنده فحشاء و منكر ... مى داند.
آيه : ( أقم الصلوة الذكرى )2 .. « نماز را به پا داريد تا اين كه به ياد من باشيد. »
 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 ] [ 11:03 ] [ alirezaaas69 ]

حضرت علی(ع) و ابوبکر با یهودی




انس بن مالک گوید: پس از درگذشت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ

یک نفر یهودی، برای تحقیق درباره اسلام به مدینه آمد، و از مردم خواست

که او را به کسی‌که بتواند از عهده پاسخ سؤال‌های او برآید راهنمائی کنند.


مردم، ابوبکر را به او معرفی کردند.


آن مرد پیش ابوبکر آمد و گفت پرسش‌هائی دارم که

جز پیامبر و یا وصی او نمی‌داند؟


ابوبکر: هر چه می‌خواهی بپرس.


آن چیست که خدا ندارد؟


آن چیست که نزد خدا نیست؟


و آن چیست که خدا نمی‌داند؟


ابوبکر عصبانی شد و به وی گفت:

این سؤال‌های مردم بی دین است، و تصمیم کشتن او را گرفت،

سایر مسلمانان حاضر هم کیفر آن مرد را کشتن می‌دانستند.


ابن عباس که آنجا حاضر بود، گفت: دربارة این مرد، بی انصافی کردید.


ابوبکر: نشنیدی که الآن چه گفت؟


ابن عباس: اگر می‌توانید جوابش را بدهید، وگرنه او را ببرید

پیش امام علی که تا به او پاسخ ‌دهد، چون من از پیامبر شنیده‌ام

که به علی بن ابیطالب می‌فرمود:

خدایا دلش را هدایت کن، و زبانش را استوار بدار


ابوبکر گفت: یا ابا الحسن این یهودی از من مانند زنادقه

و بی‌دین‌ها سؤال می‌کند.


علی ـ علیه‌السّلام ـ رو به یهودی کرد و فرمود: چه می‌گویی؟


گفت: من سؤال‌هائی دارم که جز پیامبر یا وصی او، پاسخش را نمی‌داند.


امام علی(ع): مسائل خود را مطرح کن


یهودی همان مسائل را تکرار کرد.


امام علی(ع): اما آنچه خدا نمی‌داند، همان چیزی است

که شما یهودی‌ها می‌گوئید عزیز پسرخدا است، خدا نمی‌داند که فرزند دارد.


و اما آنچه نزد خدا نیست، ستم به بندگان است که نزد او نیست

و اما آنچه خدا ندارد، همتا است ، که او بی‌همتا است.


یهودی با شنیدن این سخن، شهادتین را بر زبان جاری کرد

ومسلمان شد و ابوبکر و حاضرین امیرالمؤمنین علی ـ علیه‌السّلام ـ

را کاشف الکرب (بر طرف کننده اندوه) لقب دادند.[1]


[1] . الغدیر ج 7ـ ص 1795
 

[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 ] [ 10:39 ] [ alirezaaas69 ]

 

[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 ] [ 07:12 ] [ alirezaaas69 ]

 

نظریه های یادگیری

نظریه رفتار گرا:

تعریف: رفتارگرایی بررسی علمی رفتار انسان است و هدف نهایی ان پیشبینی و کنترل رفتار میباشد.
«نظریه‏ای که به رفتارهای قابل مشاهده افراد تکیه دارد و همه افراد را مساوی دارد و معتقد است که شرایط و محیط باعث بوجود امدن تفاوت‏های فردی می‏شوند  و همه چیز بر اساس تجربه حاصل می‏شود.»

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 ] [ 21:46 ] [ alirezaaas69 ]

زندگی نامه شهید همت

به روز 12 فروردین 1334 ه.ش در شهرضا در خانواده ای مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحl مادر بود كه پدر و مادرش عازم كربلای معلّی و زیارت قبرسالارشهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش كربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید.
محمد ابراهیم درسایه محبّت‍ های پدر ومادر پاكدامن، وارسته و مهربانش دوران كودكی را پشت‍سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش واستعداد فوق‍العاده‍ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت.
هنگام فراغت از تحصیل بویژه در تعطیلات تابستانی با كار وتلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست می‍آورد و از این راه به خانواده زحمتكش خود كمك قابل توجه ای می‍كرد. او با شور ونشاط و مهر و محبت و صمیمیتی كه داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری می‍بخشید.
پدرش از دوران كودكی او چنین می‍گوید: « هنگامی كه خسته از كار روزانه به خانه برمی‍گشتم، دیدن فرزندم تمامی خستگی‍ها و مرارت‍ها را از وجودم پاك می‍كرد و اگر شبی او را نمی‍دیدم برایم بسیار تلخ و ناگوار بود. »
اشتیاق محمد ابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث می‍شد كه از مادرش با اصرار بخواهد كه به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره‍ ها كمك كند. این علاقه تا حدی بود كه از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت كتاب ‍آسمانی قرآن را كاملاً فرا گیرد و برخی از سوره‍ه ای كوچك را نیز حفظ كند.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 ] [ 21:44 ] [ alirezaaas69 ]

مقام معلم 

مي توان در سايه آموختن                           گنج عشق  جاودان اندوختن 

اول از استاد، ياد آموختيم                           پس، سويداي سواد  آموختيم 

از پدر گر قالب تن يافتيم                            از معلم جان روشن   يافتيم 

اي معلم چون کنم توصيف تو                       چون خدا مشکل توان تعريف تو 

اي تو کشتي نجات روح ما                         اي به طوفان جهالت نوح  ما 

يک پدر بخشنده آب و گل است                      يک پدر روشنگر جان و دل است 

ليک اگر پرسي کدامين برترين                     آنکه دين آموزد و علم  يقين 

استاد حسين شهريار       

 لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد 

 مرحوم شهيد ثاني در مورد لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد مي نويسد: « معلم بايد دربارة شاگردان، خواهان اموري باشد که نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستي کند. و از هرگونه شر و بدي که براي خويش نمي پسندد براي شاگردانش نيز نپسندد ؛ زيرا اين گونه دلسوزي و برابر انديشي نسبت به شاگردان، حاکي از کمالِ ايمانِ معلم و حُسن رفتار و برادري، نمايانگر روح تعاون و همبستگي معلم نسبت به آنان مي باشد» . 

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 ] [ 21:18 ] [ alirezaaas69 ]

 



در گرامیداشت ۱۲ اردیبهشت روز معلم

در مقام معلم ...

معلم عزيز ،استاد بزرگوار،تو را به چه مانند كنم. دل درياييت لبريز از آرامش است همچون كوه استوار از حوادث روزگار ايستاده اي و همچون ابر،باران پر شكوه معرفت بر چمن هاي دشت دانش آموختگي فرو مي ريزي. خورشيد نگاهت گرمابخش وجود ماوحرارت كلبه ي سرد يأس و نااميدي و ارمغان شور و شعف است. غنچه ي تبسمي كه از گلستان لبهاي تو مي رويد، طراوت لحظه هاي ابهام و زيبا يي بخش خانه ي وجود ماست. كلام روح بخش و دلنشين تو موسيقي دلنوازي است كه بر گوش جان مي نشيند و اهنگ زندگي را به شور در مي آورد. رواني به لطافت گلبرگهاي ارغوان داري كه از احساس و شور و شعف لبريز است. دستهاي روشنت سپيدي خود را از گل بوسه هاي گچ گرفته و شمع وجودت از نيروي ايمان وانسانيت شعله ور است .

سرخي شفق ،تابش آفتاب ، نغمه ي بلبلان ،صفاي بستان ، آبي درياها، همه و همه را مي توان در تو خلاصه نمود. معناي كلام اميد بخش تو همچون نسيم صبحگاهان نشاط بخش روح خسته ماست. علم آموزي و صبر ايمان را از پيامبران به ارث برده اي و به حقيقت وارث زيبايي ها بر گستره ي گيتي هستي. قدوم سبز تو سبزينه ي كوچه باغ هاي زندگي و صفا بخش خاطر پر دغدغه ي ماست. طپش قلب تو آهنگ خوش هستي و جوشش نشاط در غزل شيواي زندگي است.

تو روشنايي بخش تاريكي جان هستي و ظلمت انديشه را نور مي بخشي. ‹‹و ما يستوي الاعمي والبصير .و لا الظلمات ولا النور››وهرگز كافر تاريك جان كور انديش با مومن انديشمند خوش بينش يكسان نيست وهيچ ظلمت با نور يكسان نخواهد بود.

چگونه سپاس گويم مهرباني ولطف تو راكه سرشار از عشق ويقين است. چگونه سپاس گويم تأثير علم آموزي تو را كه چراغ روشن هدايت را بر كلبه ي محقر وجودم فروزان ساخته است. آري در مقابل اين همه عظمت و شكوه تو مرا نه توان سپاس است ونه كلام وصف. تنها پروانه ي جانم بر گرد شمع وجودت، عاشقانه چنين مي سرايد :



معلم كيمياي جسم و جان است

مــعلم رهنماي گمرهان است

شـده حك بر فراز قله ي عشق

معلم وارث پيغــــمبران است
 

[ یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 ] [ 20:24 ] [ alirezaaas69 ]

درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به علیرضا عبدی فرهنگي شاغل در نهبندان مي باشد
امکانات وب

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران