مناظره

قالب سبز


وبلاگ شخصی علیرضا عبدی
وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ
وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ
نويسندگان

حضرت علی(ع) و ابوبکر با یهودی




انس بن مالک گوید: پس از درگذشت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ

یک نفر یهودی، برای تحقیق درباره اسلام به مدینه آمد، و از مردم خواست

که او را به کسی‌که بتواند از عهده پاسخ سؤال‌های او برآید راهنمائی کنند.


مردم، ابوبکر را به او معرفی کردند.


آن مرد پیش ابوبکر آمد و گفت پرسش‌هائی دارم که

جز پیامبر و یا وصی او نمی‌داند؟


ابوبکر: هر چه می‌خواهی بپرس.


آن چیست که خدا ندارد؟


آن چیست که نزد خدا نیست؟


و آن چیست که خدا نمی‌داند؟


ابوبکر عصبانی شد و به وی گفت:

این سؤال‌های مردم بی دین است، و تصمیم کشتن او را گرفت،

سایر مسلمانان حاضر هم کیفر آن مرد را کشتن می‌دانستند.


ابن عباس که آنجا حاضر بود، گفت: دربارة این مرد، بی انصافی کردید.


ابوبکر: نشنیدی که الآن چه گفت؟


ابن عباس: اگر می‌توانید جوابش را بدهید، وگرنه او را ببرید

پیش امام علی که تا به او پاسخ ‌دهد، چون من از پیامبر شنیده‌ام

که به علی بن ابیطالب می‌فرمود:

خدایا دلش را هدایت کن، و زبانش را استوار بدار


ابوبکر گفت: یا ابا الحسن این یهودی از من مانند زنادقه

و بی‌دین‌ها سؤال می‌کند.


علی ـ علیه‌السّلام ـ رو به یهودی کرد و فرمود: چه می‌گویی؟


گفت: من سؤال‌هائی دارم که جز پیامبر یا وصی او، پاسخش را نمی‌داند.


امام علی(ع): مسائل خود را مطرح کن


یهودی همان مسائل را تکرار کرد.


امام علی(ع): اما آنچه خدا نمی‌داند، همان چیزی است

که شما یهودی‌ها می‌گوئید عزیز پسرخدا است، خدا نمی‌داند که فرزند دارد.


و اما آنچه نزد خدا نیست، ستم به بندگان است که نزد او نیست

و اما آنچه خدا ندارد، همتا است ، که او بی‌همتا است.


یهودی با شنیدن این سخن، شهادتین را بر زبان جاری کرد

ومسلمان شد و ابوبکر و حاضرین امیرالمؤمنین علی ـ علیه‌السّلام ـ

را کاشف الکرب (بر طرف کننده اندوه) لقب دادند.[1]


[1] . الغدیر ج 7ـ ص 1795
 


[ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 ] [ 10:39 ] [ alirezaaas69 ]

درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به علیرضا عبدی فرهنگي شاغل در نهبندان مي باشد
امکانات وب

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران